دیشب دزد اومده بود خونمون داشت میگشت
بلند شدم گفتم دنبال چی میگردی؟
گفت : پول
گرفتم خوابیدم
بعد گفت حالا که اینطور شد مودمو میبرم !
هیچی دیگه نصف شبی رفتم پول واسش کارت به کارت کردم

برچسب:
نویسنده: سینا رستگار
یه بارم تو تاکسی یه پسر بچه شیطونی میکرد مامانش کلافه شد،
یه نگاه و اشاره به من کرد گفت اگه اذیت کنی عمو واست آمپول میزنه ها!
بچه گفت عمو گوه میخوره،
هیچی دیگه در حال حرکت پیاده شدم :|
برچسب:
نویسنده: سینا رستگار
ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﻮﭼﻪ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ ﯾﻬﻮ
ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﭼﺎﻗﻮ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﭘﺸﺖ ﮐﻤﺮﻡ ﮔﻔﺖ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺘﻮ ﺑﺪﻩ
ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ: 093585…
ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍ ﮔﺮﯾﺶ ﮔﺮﻓﺖ ﺳﺮﺷﻮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺭﻓﺖ
ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ O.o
برچسب:
نویسنده: سینا رستگار
برچسب:
نویسنده: سینا رستگار
برچسب:
نویسنده: سینا رستگار
رفته بودم تعزیه واسه تماشا یهو دعواشون شد تعزیه به هم ریخت
شمر و امام حسین 2 نفری داشتن مسلم ابن عقیلو میزدن
.
.
.
.
تمام عقاید به هم ریخت!از اون روز گیج میزنم
برچسب:
نویسنده: سینا رستگار