خرید بک لینک

دیشب دزد اومده بود خونمون داشت میگشت

بلند شدم گفتم دنبال چی میگردی؟

گفت : پول

گرفتم خوابیدم

بعد گفت حالا که اینطور شد مودمو میبرم !

هیچی دیگه نصف شبی رفتم پول واسش کارت به کارت کردم

برچسب: نویسنده: سینا رستگار تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 19:39

یه بارم تو تاکسی یه پسر بچه شیطونی میکرد مامانش کلافه شد،


یه نگاه و اشاره به من کرد گفت اگه اذیت کنی عمو واست آمپول میزنه ها!


بچه گفت عمو گوه میخوره،


هیچی دیگه در حال حرکت پیاده شدم :|

برچسب: نویسنده: سینا رستگار تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 19:39

ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺗﻮ ﯾﻪ ﮐﻮﭼﻪ ﻣﯿﺮﻓﺘﻢ ﯾﻬﻮ

ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﭼﺎﻗﻮ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﭘﺸﺖ ﮐﻤﺮﻡ ﮔﻔﺖ ﻣﻮﺑﺎﯾﻠﺘﻮ ﺑﺪﻩ

ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ: 093585…

ﺑﻨﺪﻩ ﺧﺪﺍ ﮔﺮﯾﺶ ﮔﺮﻓﺖ ﺳﺮﺷﻮ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺭﻓﺖ

ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ O.o

برچسب: نویسنده: سینا رستگار تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 19:39

برچسب: نویسنده: سینا رستگار تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 19:39

برچسب: نویسنده: سینا رستگار تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 19:39

رفته بودم تعزیه واسه تماشا یهو دعواشون شد تعزیه به هم ریخت

شمر و امام حسین 2 نفری داشتن مسلم ابن عقیلو میزدن

.

.

.

.

تمام عقاید به هم ریخت!از اون روز گیج میزنم

برچسب: نویسنده: سینا رستگار تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 19:39

صفحه بندی